ای کاش یک مرجعی مثل همین که گزارش بدحجابی رو از شهروندها میگیره و بلافاصله براشون پیامک میفرسته وجود داشت برای گزارش بیفرهنگی. برای کسانی که آداب و اصول زندگی شهری رو بلد نیستن و شهر رو به گند میکشند. حالا الزاما منظورم شهر نیست، منظورم محل زندگی هست در کل.
بارها دیدم سرنشینان یک ماشین خوراکی میخورن و ته موندههاش رو از پنجره پرت میکنن بیرون. همین امروز صبح ماشین جلویی من درست روی پل زرگری، همونجا که میپیچه به سمت چمران، مشتش رو آورد بیرون و کلی پوست پسته رو پرت کرد. راستش اون موقع گفتم ای کاش جسارت و توان بدنی داشتم میرفتم دنبالش متوقفش میکردم و یک دل سیر کتکش میزدم اما به خودم اومدم و دیدم لاجونتر از این حرفهام و کسی هم حمایتم نمیکنه.
یا مثلا چند سال پیش پسرم یک مقاله از دکتر سریعالقلم رو برام گذاشت رو پوشه مشترک سیستم محل کارم. یکی از مواردی که به عنوان بیفرهنگی (به زعم من، بیشعوری!!) ذکر شده بود تمیز کردن شیشه ماشین توی ترافیک بود. همون وضعیتی که آبپاش ماشین رو میزنی و ماشین پشت سری با سرنشینانش به گند کشیده میشه یا عابر پیاده بیخبر از همه جا تو روز آفتابی، خیس آب میشه.
این چیزها شاید به ظاهر بیاهمیت باشند ولی به نظرم از نشانههای تشخیص آدمهای بیشعوره.
- هفته پیش دو روز غار تنهایی بودم که صبح روز دوم آقای همسایه طبقه پایینی فوت کرد. البته سالها بیمار بود ولی خب آدم محترم و در عین حال شوخ طبعی بود. هنوز داشتم برای اون غصه میخوردم که دیشب تو گروه، اعلامیه مراسم یادبود مدیر قبلی ساختمان رو زدند. همون که پارسال رفت کرمان و در موردش نوشته بودم. انگار ذره ذره باید از اون خونه دل بکنم با اینکه بهم آرامش میده.
- پنجشنبه زری و مری و فسقلی تو استخر مهمونم بودند و بعدش به یاد قدیمها رفتیم بلپاسی. طبق معمول یاد خاطره مهرماه سال ۹۳ افتادم.
- یکی از عکسهای باباجانم رو که توی سفر چادگان ازشون گرفته بودم گذاشتم پسزمینه لپتاپ. به قدری قشنگ و زنده هست که هر سری قبل از کار کلی باهاش حرف میزنم. چقدر دلتنگم برای وجود پر مهرش و دستهای محکمش.
- یاد گرفتم روزهایی که با وجود گره توی کارهام، کمتر غر میزنم و شاکی میشم، حالم بهتره و زودتر اون گره باز میشه به لطف خدای مهربان.
- گوشی جدید رو بالاخره رونمایی کردم. اصلا دلم نمیومد از قبلی دل بکنم. حدود ۷ سال پیش با رییس و فرد رفتیم برای خریدش و انصافا خیلی گوشی خوبی بود با تجهیزات لاکچری. هنوز هم خوبه فقط باتریش کمی ضعیف شده و ترجیح دادم قبل از اینکه از کار بیفته، بفرستمش بایگانی.
موافقم باهاتون. نریختن زباله بیرون از ماشین که کلا جزو بدیهیاته و از وقتی من شیرخواره بودم تا همین الان همه جا در مذمتش نوشته و گفته ان اما چه فایده ؟ :)))
بله متأسفانه
سلام پریسا جونم. خوبی؟
گوشی نو مبارک
یاد پدر و مادر گرامی. کاش انقدر زود از دنیا نمیرفتن
سلام عزیزم
خدا پدر و مادر شما رو حفظ کنه
ممنون از لطفت