۱۴۰۳ به لطف خدا شروع خوبی داشت. هوا ابری و بارانی و فوقالعاده تمیز بود. طبقه پایینیها رفتن ولایت و آرامش دلپذیری حاکم شد و خلاصه ورود قشنگی به سال جدید داشتیم.
دستاورد شاخص ۴۰۲، حذف سه نفر از دایره روابط بود. یکی از این سه نفر رو خیلی خیلی دوست داشتم دروغ چرا هنوز هم یک چیزهایی هست، هنوز هم اگر غافلگیرم کنه و جلوم سبز بشه مثل همیشه میپرم توی بغلش و حتما ضربان قلبم بالا میره ولی با تمام اینها موفق شدم ۱۰ ماه سکوت کنم و سراغی نگیرم حتی با واسطه و نامحسوس. شمارهاش رو از تلفنم حذف کردم (هرچند حفظم...) و تلاشم نتیجه داد.
امسال در واقع اولین بار بود که با ذهنی آزاد و قلبی مطمئن دعای تحویل سال خوندم البته که مثل همیشه اشکم دراومد. همیشه با شنیدن خطبه عقد و دعای تحویل سال بیاختیار اشک میریزم!!
چند روز دیگه یک عقد محضری داریم و قراره یک عروس جدید به فامیل اضافه بشه.
سبزههای امسال با من بود. گندمها خوب شدن ولی جای عدس ماش ریختم و نمیدونم چرا زیاد جالب نشد فکر کنم نسبت به حجم ظرف، زیاد ریختم. هفتسین هم مثل همیشه به سلیقه خواهر جونم چیده شد.
روز اول کلی با پسرم حرف زدیم و خندیدیم. گفت میاییم عید دیدنی گفتم فعلا اونجا نیستم و قرار شد وقتی رفتم خبرشون کنم. چقدر که این بچه با معرفته. طفلک سر کار بود و من یادم افتاد چقدر سر شیفتبندیهای نوروزی مصیبت داشتیم. بچهها همیشه چونه میزدن و اگر به گوش رییس جانمان میرسید حسابی عصبانی میشد بنابراین من فداکاری میکردم و روزهای خالی رو برمیداشتم. البته روزهای خوب هم کم نداشتیم به خصوص صبحانههای دستهجمعی و مسخرهبازیهای نجمه و خندیدنهامون.
پسرم میگه ما در برابر همکارها خیلی بزرگوار و منعطف بودیم ولی مسئولهای الآن اصلا اینطوری نیستن.
امروز باز میخواستم عکس بریزم روی هارد، دوتا دیگه از اون متنها رو خوندم. اینبار گریهام نگرفت ولی انصافا حظ کردم از توانایی اون قلم یعنی اگر کتاب مینوشت مثلا رقیب جدی عباس معروفی میشد شاید من هم میشدم شخصیت اصلی داستانش
سال نو مبارک پریسا جانم. چه هفت سین زیبایی
+ من طرفدار پر و پا قرص عباس معروفی ام. چقدر کارت سخته پس برای فراموش کردن متن ها...
ممنونم عزیزم. شما زیبا میبینی مهربون
البته جان عمهام
منم طرفدارشم اتفاقا. روحش شاد
فراموش نمیکنم کنار اومدم باهاش
بسیار زیبا نوشتین
لطف دارید قربان. شما زیبا خوندید
سلام خواهر گلم. انشاالله تمام امسال برات پر از لحظات شاد باشه.
سفره هفتسینتون خیلی عالی شده. یه صفایی توش جریان داره
منم سعی کردم دیگه کمتر سراغ پری رو بگیرم. البته دوست خوبیه، اما نمیخوام وقتی نیست، من مدام خودمو یادآوری کنم.
سلااام عزیز دلم. فدای لطفت برای تو هم همینطور قشنگم


آره خواهرم خیلی خوش سلیقه هست
راستش این یک مورد خیلی برام سخت بود ولی همینه که میگی نباید حس تحمیل شدن به آدم دست بده