برای تبلیغ کنسرت ابی یه تیکه از "نازی ناز کن" رو میذاره.
الآن دوباره پخش شد بیخودی یک خاطره یادم اومد.
سالهای اول دهه هشتاد بود. تازه موبایلدار شده بودم و یک گوشی LG W3000 داشتم. گوشیه پیغامگیر داشت و ۵ تا پیام ضبط میکرد. برای من و دنی غنیمت بود چون زنگ میزد پیغام میگذاشت بعد من صبح که بیدار میشدم کلی ذوق میکردم و خر کیف میشدم.
یکی از همون صبحها پیغام گذاشته بود وقتی از خونه اومدی بیرون سمت چپت رو نگاه کن!
من هم که گیج... حالا خونه قبلی ته یک کوچه بنبست بود اصلا نمیتونستم تصور کنم سمت چپ میشه چی؟!
بعد از صبحانه زدم بیرون به سمت انجمن که دیدم ای واااای روی دیوار خونه بغلی با اسپری رنگ نوشته: "خانمی دوستت دارم" ... البته یک کلمه نازی هم داشت یادم نیست اولش بود یا آخرش.
میخواستم سکته کنم... تمام دیوار آجرنمای همسایه با این نوشته پر شده بود. وقتی دیدمش کلی دعواش کردم.
ظهر اومدم خونه دیدم غوغا شده ولی شانسی که آوردم یکی از دخترهای همسایه اسمش نازنین بود که نازی صداش میکردن و از قضا سر و گوشش هم میجنبید و در کل افتاد گردن اونها.
یادم نمیره وقتی باباشون فحش میداد و تلاش میکرد نوشته رو پاک کنه. بعدها که فهمیدم آدمهای نرمالی نیستن کمی آرومتر شدم ولی اون روزها چقدر دلم سوخت و ناراحت شدم.
به نظرم عکسش رو هم گرفتم همون موقع ولی حوصله ندارم دنبالش بگردم شاید وقتی دیگر....
من یاد آهنگ نازی جون شهرام کاشانی افتادم ولی.
چه خاطره ی قشنگیه.
بیهوا تمام نازیهارو قاطی کردم
یادش بخیر. لذت زندگی تو همون دهه هفتاد و هشتاد بود، با تموم سادگیهاش.
آره واقعا برای ما دهه پنجاهیها همینطوره ولی امیدوارم برای شما روزهای خوبی در پیش باشه عزیزم
چه خاطرخواه شیطونی
کم سن بود طفلکی و خیلی بامعرفت
از دوستتون باخبرید؟
خاطره ی بامزه ای بود. معمولاً هر آهنگی خاطره ای داره
نه متأسفانه بیخبرم

ممنون
دقیقا همینطوره