با اینکه مسکن و آنتیبیوتیک خوردم ولی درد دندان همچنان ادامهدار شد. البته همون موقع دکتر گفت طول میکشه خوب بشه ولی دیگه انتظار این همه رو نداشتم.
با بدبختی تحمل کردم تا امروز که امونم برید واقعا. سریع آماده شدم و رفتم که اول وقت برسم. دکتر گفت حالا حالاها اذیتت میکنه. خلاصه قرار شد پانسمان کنه.
وقتی رفتم رو یونیت یهو چشمم افتاد به جواربهام که لنگه به لنگه پوشیده بودم و تا اونجا متوجه نشدم! یعنی از خجالت مردم. فقط خدا رو شکر حداقل رنگ زمینه هر دوتاش یکی بود. پاچه شلوارم طبق معمول کوتاه...
بعدش با پانسمان چنان درد وحشتناکی داشتم که یادم رفت ولی تو خونه باز سوژه شدم.
حالا ببینم چندتا پست باید بذارم بابت این دندون

دکترها همیشه میگن طبیعیه درحالیکه من نمیفهمم چه چیز درد داشتن و لخته های خون طبیعیه!!
بهتر بشی زود
واقعا راست میگی


قربونت عزیزم
دکتر خودش میدونه چه دسته گلی به آب داده
سلام پریسا جونم. خوبی؟ الانم درد داری؟
عجب. دکتر باید چند سال پیش اساسی درمان میکرد
سلام عزیزم. بله متأسفانه درد دارم و دکتر میگه طبیعی هست