دختر پاییز

دختر پاییز

جز فکر تو در سرم همه عین خطاست
دختر پاییز

دختر پاییز

جز فکر تو در سرم همه عین خطاست

گودزیلاهای زبل

سالار خان می گفت این نسل جدید که بهشون میگن نسل Z، گودزیلا هستن و ترسناک! 

ولی من به عنوان یک دهه پنجاهی برخواسته از دیدگاه خانوادگی سنتی (با محدودیت‌های خاص خودش!) و البته شرایط اجتماعی متفاوت در زمان نوجوانی، با بعضی رفتارهای این به اصطلاح گودزیلاها به شدت حال می‌کنم. اصلا دلم خنک میشه.

اما چرا؟!

درست بیست سال پیش مثل امروز مهربان‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین خاله‌ام رو به خاک سپردیم و خیلی غمگین بودیم. فرداش با همون حال بد و دل گرفته باید می‌رفتم دانشگاه اف۲ برای انجام کاری. 

توی راه دنی زنگ زد و حرف زدیم و چون حالم بد بود قرار شد تو پارک شهر همدیگرو ببینیم. اصلا قرارمون رمانتیک نبود فقط برای تغییر حال من که با لباس دانشجویی بودم و بدون ذره‌ای آرایش و دریغ از ذره‌ای حوصله برای خندیدن!

روی نیمکت پارک نشسته بودیم و دنی که همیشه از فوران احساسات من نسبت به بچه‌ها به خوبی آگاه بود، با گوشی سونی اریکسون تاشویی که داشت صدای شعر خوندن خواهر کوچولوش رو برام پخش می‌کرد. هنوز لبخندم کامل نشده بود که ماشین... جلومون ایستاد و به جرم جریحه‌دار کردن عفت عمومی سوارمون کرد!!!!

بعد از بیست سال هنوز هم یادآوریش عصبیم می‌کنه و یادم میاد که اون موقع از دنی دلخور شده بودم که چرا کاری نکرد؟ چرا ساکت بود و ... ولی الآن برام بیشتر قابل درک هست. به هر حال سنش کم بود و عملا کاری هم نمی‌شد کرد.

همین یک خاطره یا بهتر بگم تجربه تلخ برام کافیه که از جسارت و بی‌پروایی و حاضر جوابی این گودزیلاها لذت ببرم. انگار حس می‌کنم دارن انتقام من و امثال من رو می‌گیرن و دمشون هم گرم.

- بر خلاف تصورم، استایل جدید موهام خیلی مورد توجه قرار گرفت و خب بیشترین ذوق با اختلاف تعلق گرفت به خانواده عموجانم. بیشتر از همه زن‌عمو و بعد نیلو و دنتیست

با شوخی به مهر گفتم تا فلان اتفاق موهام رو همین‌جوری نگه می‌دارم، باورش شد. یادم افتاد به سال‌های دور که دنی موهاش رو بلند می‌گذاشت و می‌بست که البته من دوست نداشتم. یک‌بار لادن پرسید چرا موهاش رو کوتاه نمی‌کنه؟ به شوخی گفتم نذر کرده من رو بهش بدن بعد کوتاه کنه و خب اون هم باورش شد:))))