X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 10 آبان 1396

شب جهنمی

دیشب یکی از وحشتناک ترین شبهای زندگی من بود. احساس اسارت و حقارت توامان غالب شده بود و مدام با خودم میگفتم: سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
دیشب رو ساختم و تحمل کردم فقط برای اینکه به خودم و others ثابت کنم حسم تغییر کرده.
خدا رو شکر که تمام شد.
نظرات (1)
سروش [ web ]
(ایران)
نکته ی مثبتی که من ازش گرفتم، همین رضایتیه که آخر نوشته از انجام ماجرا بهش اشاره کردین.

پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 14:47
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد