X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396

به رفیق، آرمین

همه شب نالم چون نی
که غمی دارم...
با ما بودی، بی ما رفتی...
اون روز تو مراسم این شعر با صدای زندوکیلی و سلام آخر از احسان مدام پخش میشد. کل چهارراه حافظیه رو این صداها پر کرده بود و همه چیز برای آتش زدن قلبم مهیا بود.
رفتنت به واقع نابهنگام بود. نمیتونم فراموشت کنم. صدای خاصت هنوز تو گوشمه و اون سبک حرف زدنی که فقط مال تو بود.
رفیق؛ گفتن خودت باید بخواهی تا آروم بشی اما چطوری؟ وقتی نامردا دور و برم جولان میدن، وقتی "دلقک" ها نقاب به صورت برام بازی میکنند و وقتی با پدرسوختگی تمام از حال بدم سوء استفاده میکنند، بیشتر جای خالیت رو احساس میکنم. 
شاید همین دلقک ها جای تو رو تنگ کرده بودن وگرنه برای رفتنت خیلی خیلی خیلی زود بود. کاش بودی آرمین. 
نظرات (2)
مهندس دیوانه [ web ]
(ایالات متحده آمریکا)
تسلیت می‌گم. واقن غم از دست دادن دوست، اون هم دوستی با این قدمت خیلی سخته که فقط خودتون می‌تونین درک‌ کنید.

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 19:25
سروش [ web ]
(ایران)
...چو بوی گل ب کجا رفتی
چو کاروان رود
فغانم از زمین
بر آسمان رود
دور از یارم
خون میبارم...
دوست گرامی، کلامی جز آرزوی تسلی برای شما نیست. امیدی قوی باشین.

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 18:41
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد